خرید بک لینک

نویسنده این وبلاگ از پست آخر تا به این لحظه تغییرات زیادی کرده است . ایشان آدم سابق نمی باشند . با سپاس زاپاس

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 12:00

میتونه خیلی ترسناک باشه

اما واقعیته

به شماها ها اندازه ی لیاقتتون داده میشه

قانون لیاقت خیلی قانون صادقیه

پی نوشت:

رو لیاقتتون کار کنید

با لبخند

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: سه شنبه 9 مرداد 1403 ساعت: 12:00

حرف بزنید

به اشتراک بذارید

مطرح کنید

بازخورد بگیرین

ابهام میکشه

خفه میکنه

با کلمات و چشماتون برید به جنگ بی خبریا و تردیدا و ابهاما

شفافیت خیلی جذابه

البته جراتم میخواد

چه ابرازش

چه در معرضش قرار گرفتن !

پی نوشت :

از اون شنبه هایی که من نیشم باااااااااااااااااااااااااااااااااازه :)

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:30

نگاش کن

انقدر نازه انگار نقاشیه !

پی نوشت :

نمیرم ؟

سزد که بمیرم

و سزد

و سزد !

الان قشنگ اونجام که شمس میگه :

قدحی پر کردم

نه توانم خوردن

نه توانم ریختن !

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:30

براتون جواب سوالاتتون و شنیدن حرفهایی که منتظر شنیدنش بودین رو آرزو میکنم .... پی نوشت : * کلا دو تاشون باهوش بودن، یکیش خودتی ! * تو دو تا مشکل جدی داری : سنت ، تجربه ای که داشتی ! * من مطمئنم دو تا خانواده همدیگه رو ببینن عشق میکنن. شک ندارم . * کاش من مثلا تولد 68 بودم * بر من خطرناکه چون وابسته میشم بر تو خطرناکه چون ممکنه فرصتات از دست بدی * کی شرکتت ثبت میکنی ؟ کی رییس شرکت خودت میشی ؟ تاریخ دقیق بده ، یالا زود باش ! 06/31 خوبه ؟؟؟؟؟ قهقهه ی بلند ....* تملیک کنیم :) پی نوشت : قربون برد صدات بشم که پایین نمیااااااااااااااااد صکوت چهار صبح وقتی قشنگه که صدای تو بپیچه توش ! والسلام گفتم این آغاز پایان ندارد! ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: جمعه 29 تير 1403 ساعت: 21:30

یعنی بی تو چی میشه ؟

هیچی !

فقط دیگه حواسم نیست به اینکه چند روز نیستی

دیگه چای زعفرانی دم کردنی یادت نمیفتم

دیگه نمیتونم به کسی فکر کنم

همین !

اصلا طور خاصی نمیشه

پی نوشت :

لبخند معنا دار :)

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: يکشنبه 30 ارديبهشت 1403 ساعت: 17:37

ترکیب برنده ؟بدن خوبی که برنز شدهپیرهن مردونه سفید پوشیدهرو ساعد خشکی که عضلاتش تفکیک ساعت خفن بسته بو عطرش قبل خودش میاد و بعد خودشم هست و جای زبونش با چشماش میگه دوستت دارم!تمامی حق با مشخصات فوق می باشدو تمامی مشخصات فوق با حق می باشد .اقتباس فک کنم از : علی مع الحق ، الحق مع علیبلهبدین صورتز دست دیده و دل هردو فریااااااااااااااااااااااااااااااااادارادتماهرخ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: چهارشنبه 19 ارديبهشت 1403 ساعت: 14:51

اصولا کار نباید به سوال پرسیدن برسه

باید اونقدر واضح باشه که به محض اینکه شواهد میچینی کنار هم صاااااف بری سر اصل مطلب

اونجا که سوال برات پیش میاد

یعنی یه جا یه چیز می لنگه

این چیزی که میگم وقتی وجود داره خودش خودش هوار میکشه و نشون میده

دوست داشتن میگم :)

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 18:12

من به هیشکی نمیگم

ولی اینجا مینویسم یادم بمونه

که الان یه جنگ تمام عیار بین من و خودم برقراه !

نتیجه ی این جنگ معلوم میکنه کی کجا باید بشینه .

کشته هم داشته این جنگ تا به این لحظه بله !

و فعلا هم ادامه داره

تا ببینیم

نتیجه رو هم به هیشکی نمیگم

ولی میام اینجا مینویسمش

پی نوست :

بازگردد عاقبت این در ؟ بلی.....

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: پنجشنبه 3 اسفند 1402 ساعت: 18:12

کسی به ما نگفت درستش اینه چاییاتون یخ کنه درستش اینه نفهمی وقت کی گذشت و ساعت اصلا نگاه نکنی درستش اینه حرف بر گفتن داشته باشید از هر دری کسی به ما نگفت عشق قوی ترین حس که میتونه همه ی معادلات با قدرت به هم بزنه ...حال عجیبی دارم فکر نمیکردم دوباره بتونم تجربش کنم ولی دارم این روزها زندگی میکنمش اونقدری که دیشب تو دمای 7 درجه انقدر گرمم بود فقط با یه لا لباس خواب کاملا مغایر با اصول اسلامی وایستاده بودم تو بالکن .به یه نتیجه ای رسیدم اینجا هم مینویسمش چون مطمئنم ازش بهانه جایی میتونه وجود داشته باشه که عشقی وجود نداره شما عشق هر چیزی داشته باشین محال ممکنه بذارید بهانه ای بره سمت رسیدن بهش خیلی ساده است آره کم اتفاق میفته چون کلا آدما کم عاشق میشن چون سخته چون "راحتی" آفت زندگی آدمه ! پنج شنبه شب خسته و داغون با یه بغض تلخ غروب رسیدم خونه بارونی که میزد جای اینکه آرومم کنه بی تاب ترم کرد رو مبل ولو بودم تو اینستا می چرخیدم به یه ریلز رسیدم میگفت : کی باشد و کی باشد و کی باشد و کی من باشم و وی وی باشد و می .... اگه یکی بهم میگفت کمتر از 24 ساعت دیگه باورم نمیشد ولی میشه بالاخره میشه ! بازگردد عاقبت آن در ؟ بلی ! رو نماید یار سیمین بر ؟ بلی ! صبور باشید تلاش کنید میشه قول میدم ارادت ماهرخ ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 18:09

چند شب بیخواب بود تو اوج شلوغی روزای کاریش پنج شنبه شب تا دیروقت مهمونی بود بعدشم با دوستاش تا صبح رفتن برف بازی جمعه صبح چند ساعت خوابید و بیدار شد به باشگاهش رسید صفر تا صد خونه رو شست و رفت تازه شب براش مهمون اومد تا خود صبح حرف زدن و خاطره ساختن و بعدش پاشد رفت سرکار الا یه ساعتی میشه برگشته داره وبلاگش به روز میکنه بره باشگاه برگرده یه کم دیگه بنویسه و امشب دیگه با خیال راحت بخوابه :) لحظاتتون آروم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 18:09

ای وای از عشق فریاد از عشق همین ....

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: دوشنبه 13 آذر 1402 ساعت: 13:47

یه بنده خدا

که اسمش نمیارم

امشب رفت به یه آقایی تو یه ماشین خفن گفت آقا کابل شارژ آیفون دارین؟

آقاهه گفت نه ولی میتونم بذارم وایرلس شارژ شه براتون

ایشونم قبول کرد و برد گوشیش داد !

بدبخت آقاهه کلی سعی کرد ولی سون پلاس شارژ نمیشه که با وایرلس

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: يکشنبه 23 مهر 1402 ساعت: 21:32

اگر بدونیم چه قدر احساسات خوب هستن که ما هنوز تجربشون نکردیم

هیچ وقت نا امید نمیشیم

اینو منی دارم بهتون میگم که بهمن تالا پوست انداخته تو سختی!

زندگی هنوز میتونه قشنگ باشه

الهی شکرت

خودت میدونی چی میگم

خودت بساز

تو بسازی قشنگ تره

پی نوشت:

منتظر آخر هفته هم هستم زیاااادددد

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: شنبه 14 مرداد 1402 ساعت: 13:44

هدفون هندزفری ایرپاد هرچی که صدای محیط اطراف از گوش شمارو میگیره و فقط یه موزیک با صدای بلند وارد گوش و مغز شما میکنه شبیه یه پله اضطراری یا یه راه دررو بر فراره . من وقتی میخوام فرار کنم از لحظات واقعی  از اینا استفاده میکنم . میگن امروز روز که همه چی پیشرفت کرده زندگی آسون تر شده نسبت به قبل ولی من فکر میکنم سخت تر شده زندگی امروز با همه ویژگی هاش آدمیزاد یاغی کرده دل همه جوره از سلطه عقل آورده بییرون خلاصه من فکر میکنم زندگی سخت تر شده البته شاید معنی سختی از نگاه من با بقیه فرق کنه من ترجیح میدادم خب ده تا تیکه لباس تو دست بشورم و سه ساعت طول یکشه و  کیف کنم نه که صد تا تیکه رو بندازم تو ماشین و نیم ساعته جمع شه ولی تو اون نیم ساعت اندازه سه سال فکر و خیال کنم و پیر شم . کلا وقتی آدمیزاد چشمش میدوزه به ریلیز شدن قسمت جدید سریالای هفتگی یا منتظر اخر هفته میشینه یه بازبینی میخواد احوالاتش . یه مساله ی دیگه ای هم هست زندگی واقعی آدم یا بهتر بگم امید اصلی آدم همونیه که صبح زود تو حموم یا دسشویی بهش فکر میکنی تا خوابت بپره . و شاید بازم فقط من اینجوریم . وقتی چیزی به خواب غلبه میکنه حتما بر من خخخخخخیلی مهمه . من برای انجام کارای معمولی از خوابم نمیزنم . شایدم اشتباه میکنم . راستیااااا ما هر سال بی تفاوت از روز مرگمون رد میشیم میریم خیلی جالبه وقتی میشینی به کنهش فکر میکنی و ترسناک میشه وقتی میفهمی زندگی تموم شدنی نیست . فقط دنیات عوض میشه . میخوام بگم قراره تا ابد به خواستنا و آرزوهامون ادامه بدیم ظاهرا . فقط جنساشون فرق میادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: شنبه 11 تير 1401 ساعت: 6:17

صفحه بندی