خرید بک لینک

چند شب بیخواب بود

تو اوج شلوغی روزای کاریش

پنج شنبه شب تا دیروقت مهمونی بود بعدشم با دوستاش تا صبح رفتن برف بازی

جمعه صبح چند ساعت خوابید و بیدار شد

به باشگاهش رسید

صفر تا صد خونه رو شست و رفت

تازه شب براش مهمون اومد

تا خود صبح حرف زدن و خاطره ساختن

و بعدش پاشد رفت سرکار

الا یه ساعتی میشه برگشته

داره وبلاگش به روز میکنه

بره باشگاه

برگرده یه کم دیگه بنویسه و امشب

دیگه با خیال راحت بخوابه :)

لحظاتتون آروم

برچسب: نویسنده: مهران اسدی تاريخ: سه شنبه 3 بهمن 1402 ساعت: 18:09

صفحه بندی